اگر چه نزد شما تشنه ی سخن بودم/کسی که حرف دلش را نگفت من بودم/دلم برای خودم تنگ می شود آری/همیشه بی خبر از حال خویشتن بودم نشد جواب بگیرم سلام هایم را/هر آنچه شیفته تر از پی شدن, بودم/چگونه شرح دهم عمق خستگی ها را؟اشاره ای کنم انگار کوهکن بودم // استاد بهمنی کربلایی مـیــثــم جــعـــفری
X
تبلیغات
رایتل

کربلایی مـیــثــم جــعـــفری
بــــــروجـــــــرد شهراستعدادهای درخشان است.

بابا و یتیمی...

 

سخت است کنار سرِ بابا و یتیمی

دعوا سر تشت زر بابا و یتیمی

هرگز نشود جمله ی بی زخم زبان ساخت

با معجر و انگشتر بابا و یتیمی

هر لحظه نگاهم به عقب میخورد انگار

سیلی شده دردسر بابا و یتیمی

این کوچه ی تاریک، مرا با سرت انداخت

یاد کتک و مادر بابا و یتیمی

رویای خوش کودکی ام آخر این راه

درهم شده با پیکر بابا ویتیمی

تکلیف شبم جای"پدر آب به من داد"

وحشت شده در دفتر بابا و یتیمی

فهمیده ام اینجا لب خشکیده حرام است

از حلق علی اصغر بابا و یتیمی

من دختر دُردانه ی زیبای تو بودم

حالا چه شده؟ دلبر بابا و یتیمی؟؟؟

کارهمه ی دختر و زنها شده تنها

لبخند به دور و ور بابا و یتیمی

از آتش و غارت شدن خیمه برایم

مانده کمی خاکستر بابا و یتیمی

...

یک تشت طلا داده که بازی کنم اما

باید چه کنم با سر بابا و یتیمی...؟

[ دوشنبه 11 شهریور‌ماه سال 1392 ] [ 03:46 ب.ظ ] [ ;کربلایی میثم جعفری ]
درباره وبلاگ

(((((تو منـتـظـری که دار دسـتـت بدهنـد؟))))) (((((یـا نامـه از انـتـظـار دسـتـت بدهـنـد؟))))) (((((بیچاره به تیغ و قرص ها خـیـره نــشو))))) (((((میـترسـم از اینـکه کار دستـت بدهـند...))))) ******************* Email:meissam.jaffari@chmail.ir دوستان عزیـز با* نـظـــراتــ *خوشحالم کنید با تشکر
آخرین مطالب
همــــراهان عــزیــز
خطاطی نستعلیق آنلاین ?

Top Blog
اگه خواستی به وب من رای بده!!!